صدا می زنم تو را از اعماق وجودم

چه سخته وقتی نیستی و بشنوی

صداهای خسته ام بویی از جنس غم گرفته

گویی همین چند کلام، کلام آخرست

چه ساده به این فکر می کنم

نگاهی از تو آرامشی می دهد

به وسعت بی کران عالم هستی

چشم هایم را می بندم و منتظر می مانم

منتظر چشیدن بویی از جنس عطر تو . .