زندگی....

عمر میگذرد
و من بیش تر میفهمم
که هیچ چیز در دنیا
ارزش گریه کردن را ندارد!
ما آدم ها مدام چیزهایی را که اسمشان را مصیبت و بدبختی میگذاریم
در سرزمین افکارمان میچرخانیم و دور میکنیم و همین باعث میشود در صدسالگی حسرتِ لذت نبردن از زندگی را بخوریم!
شاید کلمه ی رها کردن و فرار کردن برای چنین لحظاتی به وجود آمده اند...
از غصه هایت فرار کن
در ناکجا آبادِ درونت رهایش کن؛
و به دنبال هر چیز که شادت میکند روانه شو...
زندگی اگر چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد،
چیزهایی هم برای لبخند زدن دارد

فقط کافیست از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی...

دلم لک زده

دلم لک زده واسه روزایی که،

یکی حالمو می پرسید

نگرانم میشد

دلم میگرفت یه کارایی میکرد که به هیچ چیز فکر نکنم...

از همه مهم تر... پیشم بود!!!!!

خدایا خدا جونم؟؟؟؟می شنوی صدامو؟؟؟؟

دلم گرفته حسابی....