افسوس

توراحس میکنم هردم...

که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...

من از شوق تماشایت...

نگاه از تو نمیگیرم....

تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار....

ولی...افسوس...این رویاست....

تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....

تو با من مهربان بودی...

واین رویا چه زیبا بود....

ولی.... افسوس.... که رویا بود....

دلم تنگ شده..

درست چند وقته که آرام جانم رو ندیدم ، می فهمین چی میگم ؟ 

خیلی دلم براش تنگ شده خیلی... یه جوری دلم براش می تپه که نمی تونی تصورشو بکنی

دلم میخواد باز برم پیشش و باز به هم لبخند گرمی تحویل بدیم و...باز من...از خجالت سرمو بندازم پایین و.....

 

 

" دلم برای تک تک اون لحظه ها تنگ شده... "