❸ « ❷ « ❶

دیــــــــــروز » امـــــــــروز » فـــــــــــردا

خدایا

   چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴      | 

قانون فنـا

آدمـ ها که از دنیا میرن وسایلشون همـ میل موندن ندارن.

صندوقچه مادر بزرگ با قفلی که هنوز به اون آویزونه ، کنار تک درخت انجیــر ، زیر باد و بارون و آفتاب...
و کندوهای عسل ، بی ملکه و بی سرباز ، اون طرف باغ.
و باغی که زمانی رونقی داشت و حالا بی گل و درخت و بلبل و ...

 

گاز و تغـار و دیگر وسایل مادر بزرگ ، گوشه ی باغ ، در حال نابودی...

و باز میرسیمـ به اینکه همه چی یه زمانی تمومـ میشن و از بین می روند. خواه مادی باشه مثل وسایل بالا و یا غیرمادی مثل یادها و خاطره ها و خنده ها و گریه ها و خوشبختی ها و بدبختی ها و دردها و رنج ها و غصه ها و نعمت ها و محبت ها و دوستی ها و دشمنی ها و بودن ها و نبودن ها ...

   سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴      | 

تعاریف فرهنگ

فرهنگ آن چیزی است که مردمـ با آن زندگی می‌کنند. فرهنگ از آنِ مردمـ است ؛ فرهنگ را مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کنند. هر منطقه از هر کشوری می‌تواند فرهنگی متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد. فرهنگ به وسیلهٔ آموزش، به نسل بعدی منتقل می‌شود؛ در حالی که ژنتیک به وسیلهٔ وراثت منتقل می‌شود.
فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان است. لازمـ است بدانید که بیش از 160 تعریف از فرهنگ وجود دارد.

   دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴      | 

جایزه

سالها پیش داشتمـ از یه جایی رد میشدمـ که یه مقدار پول پیدا کردمـ. اون پول رو از طرف اونی که گمـ کرده بود در راهی خیر خرج کردمـ. دقیقا هفته بعدش از طرف یه بانکی حدودا 400 برابر اون مبلغی که پیدا کرده بودمـ رو جایزه برنده شدمـ.

خیلی برامـ جالب بود...

   دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴      | 

مرگ فقیران باز همـ «صدا» نکرد

اشتباه مرگبار پزشکی که فرزندان زن جوان را بی مادر کرد...
زن جوانی برای انجامـ یک عمل ساده «کیست» در یکی از بیمارستان های خصوصی شهر بستری می شود و بدلیل اهمال و ناتوانی و قصور پزشک معالج و نقص در عمل! پس از چند روز دچار عفونت شدید شده و می میرد و دو کودک کوچک بی مادر از خود بجای می گذارد و اما هیچ اتفاقی همـ در این شهر نمی افتد!
پزشک متخصص ، باز همـ به طبابت و عمل خود در مطب و بیمارستان شهر ادامه می دهد! خاک اشتباه محرز را دفن می کند! و وجدان ها ، آسوده و راحت بخواب می روند و اما من هر وقت مادری جوان می میرد ، دلمـ سخت می گیرد.
باور کنیمـ حق این مادر مرگ نبود
باور کنیمـ حق این کودک کوچک ، یتیمی و بی مادری نبود
باور کنیمـ حق شهری که می خواهد قطب پزشکی ایران شود ، این نبود...

   یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴      | 

هر روز روز مادر است

و کدامین روز است که روز مــادر نباشد...
مادر یعنی وطن ، یعنی دین ، یعنی آیین ، یعنی مهر و یعنی عشق و یعنی همه خوبی هایی که خداوند خلق کرده ، آنچه که داریمـ ، چیزهاییست که مادر از جانب خدا به ما داده است و اگر مادر نبود ، مگر می توانستیمـ باشیمـ و وطن و دین و آیینی داشته باشیمـ !؟
یکی که مادر نداشت می گفت : فقط حسرت خدمتی که به مادر نکردیمـ بر دلمان باقی مانده است. فقط درد کاری را که برای مادر انجامـ ندادیمـ بر ذهنمان جا مانده است. هنوز همـ رنج تلاشی که برای بیشتر بودن مادر باید انجامـ می دادیمـ و ندادیمـ ، عذابمان می دهد و ای کاش که فقط تنها چند دقیقه دیگر فرصت خدمت بود. مهلت یک نگاه. مهلت یک سلام. مهلت یک لبخند. مهلت یک بوسه. مهلت یک آغوش و مهلت یک دست در دست گرفتنی دیگر و اما همه اینها در خاک است... زیر خاک.
آنهایی که مادرانشان در گوشه خانه سالمندان چشمـ انتظار هستند و یا هفته به هفته و ماه به ماه و سال به سال از مادرشان یادی نمی کنند، یک روزی فقط حسرت یک لحظه از لحظه هایی را که نیست بر دل خواهند داشت و آنروزی که او را خواستند و نبود ، می فهمند که چه چیزی را از دست داده اند.
نه هدیه و کادو و گل که مادر ، فقط شادی فرزندش را می خواهد و دردی که بر جسمـ و روح نداشته باشد. مادر فقط یک نگاه پر از مهر و یک سبد لبخند می خواهد. آنها که مادر دارند مادرشان را چشمـ انتظار نگذارند.
مگر تهیه یک سبد لبخند و و بردن یک نگاه پر مهر برای مادر چقدر کار و زحمت دارد !؟
روز مادر مبارک.

   پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴      | 

سلامـ خوبان

بخاطر همراه بودنتون در سالی که گذشت متشکرمـ.
اگر با بعضی از نوشته ها ، ناخواسته زخمی به دلتون زدمـ منو ببخشید و برامـ دعا کنید.
با تمامـ وجود از خدا میخوامـ :
اونقدر بخندید که صدای خنده هاتون بشه بهترین موسیقی کائنات.
اونقدر از شادی پُر بشین که سرریزش همه مردمـ دنیا رو سیراب کنه.
اونقدر روزیتون زیاد بشه که راهی باشید برای رسوندن روزی به خیلی ها.
اونقدر غرق خوشبختی بشین که تا عمق بی انتهایِ رضایت برسید.
همیشه بهترین افکار به سراغتون بیاد و شما درست ترین تصمیمـ ها رو بگیرید.
همیشه تنتون سالمـ باشه و عاقبت بخیر بشید.
همیشه بهترین حال ممکن رو داشته باشید.
و اینکه خداوند همیشه هواتونو داشته باشه.

دلتون شور نزنه ، خدا کریــمه...

   سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴      | 

سیقل

ﺣﮑﺎﻳﺖِ ﻣﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ، ﺣﮑﺎﻳﺖِ ﻋﺠﻴﺒﻰ ﺳﺖ. ﻣﺜِﻞ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻧﻘﺮﻩ ﮐﺎﺭ...
ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﺳﺘﺎﺩِ ﻧﻘﺮﻩ ﮐﺎﺭ ﻧﻘﺮﻩ ﺭﺍ ﺻﻴﻘﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺁﺗﺶ ﻧﮕﻪ ﻣﻴﺪﺍﺭﺩ، ﺍﻣﺎ ﭼﺸمـ ﺍﺯ ﻧﻘﺮﻩ ﺑﺮﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ، ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻧﻘﺮﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﻧﮕﻪ ﻣﻴﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻘﺮﻩ ﯼ سیقل ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺑﺒﻴﻨﺪ.
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞِ ﺧﺪﺍ ...
ﻭﻗﺘﻰ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ سیقل ﭘﻴﺪﺍ ﮐﻨﻴمـ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶِ ﺳﺨﺘﻰ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﮑﻨﺪ ، ﺍﻣﺎ ﭼﺸمـ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺮﻧﻤﻴﺪﺍﺭد ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻋﮑﺲِ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺎ ﺑﺒﻴﻨﺪ.

   چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳      | 

اگر من جای او بودمـ ...

انقلاب کردید و جنگ کردید و ما افتادیمـ توی مخمصه. افتادیمـ توی گرانی. توی تحریمـ. توی بیماری های اعصاب. توی تحصن و کنکور و صف های طولانی روزانه برای گرفتن حقمان. شدیمـ جهان سومـ. شدیمـ سگ دو زدن. شدیمـ اختلاف طبقاتی. رفتیمـ چند صفحه قبل از خط فقر و فهمـ حتی. به خیالتان که خیلی سرتان میشد و خدا استغفرلله همه را ریده و شما را زاییده و مرگ بر...

بیایید تحویل بگیرید. گُل هایی که به آب دادید چند روز مانده به عید باز شده اند. بیایید به بهار نشستن خانواده هایی را ببینید که کودکانشان جایی بازی کردند که شما جنگیده بودید و یادتان رفته بود پاک کنید و سوختند و قطع عضو شدند و هیچ کدامتان به ...تان همـ نیست و خدا نگذرد از شما.

   شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳      | 

گذار زندگی

گاهي تنهايي را بهانه ميكنيمـ براي باهمـ بودن. چه دير ميفهميمـ كه گاههاي زيادي از پسمان ميگذرد و ما در كنار همـ باز تنهاييمـ.فقط جنس تنهاييمان فرق ميكند. برای يكي رنگي است و براي آن يكي سياه و سفيد. زندگي تجربه ي لحظه ها و گاههاي گذرانيست كه رفتنش را حتي حس همـ نميكنيمـ.
ناگهان در زلالي آينه تارهاي سپيد را ميبينيمـ كه تلنگر گذشت سالهاي از پس همـ را به ما نهيب ميزند.
روزهاي خوب كودكي؛ چقدر دلمـ براي شادي ها و غمـ هاي بي دليلت تنگ شده. آرزويمـ اين است كه در جدال تمامـ ناشدني بزرگسالي ، كودك ماندن را از ياد نبرمـ چرا که كودك ماندن به گاه بزرگي درسي است كه زندگي بمن آموخت. كوچك باش ولي بزرگ بيانديش...

   دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳      | 

مطالب قدیمی‌تر