به نظر می رسد با فراگيرتر شدن بكارگيری كامپيوتر تعداد كسانيكه از مشكلات چشمی و بينایی رنج مي برند روبه افزايش باشد.
مهمترين علائم عبارتند از: خستگی چشم، خشكی چشم، سوزش، اشك ريزش و تاری ديد. همچنين ممكن است سبب درد در گردن و شانه ها نيز بشود.
انسان حروف چاپی را بهتر از حروف نمايش داده شده بر روی مانيتور مي بينند. علت اين امر اين است كه حروف چاپی كنتراست بيشتری با صفحه سفيد زمينه داشته و لبه های آنها واضح تر است حال آنكه در مورد صفحه مانيتور چنين نيست و لبه ها به وضوح حروف چاپی نيستند. يكی از مهمترين دلايل خشكی و سوزش چشم هنگام كار با كامپيوتر كاهش ميزان پلك زدن است . اين مسأله به همراه خيره شدن به صفحه مانيتور و تمركز بر روی موضوع كار سبب مي شود تا پلك ها مدت بيشتری باز بمانند و در نتيجه اشك روی سطح چشم سريعتر تبخير مي شود. با رعايت توصيه های زير می توان تا حد بسيار زيادی از آسيب های چشمی جلوگيری کرد:
۱. سعی كنيد بطور ارادی پلك بزنيد. اين كار سبب مي شود سطح چشم شما با اشك آغشته شده و خشك نشود. در صورتيكه مشكل شما شديد باشد مي توانيد از قطره های اشك مصنوعی استفاده كنيد.
۲. مركز مانيتور بايد حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتي متر پايين تر چشمان شما باشد. اين وضعيت علاوه بر اينكه باعث مي شود پلك ها پايين تر قرار گيرند و سطح كمتری از چشم در معرض هوا باشد. از خستگی گردن و شانه ها نيز مي كاهد. در اين موارد هم بايد مانيتور را در ارتفاع مناسب قرار داد و هم ارتفاع صندلی را نسبت به ميزكار تنظيم كرد بطوريكه ساعد شما هنگام كار با keyboard موازی با سطح زمين باشد.
۳. مانيتور خود را طوری قرار دهيد كه نور پنجره يا روشنايی اتاق به آن نتابد. هنگام كار با كامپيوتر سعی كنيد پرده ها را بكشيد و روشنايی اتاق را نيز به نصف وضعيت معمولی كاهش دهيد
۴. به چشمان خود استراحت دهيد. سعی كنيد هر ۵ تا ۱۰ دقيقه چشم خود را از مانيتور برداشته و به مدت ۵ تا ۱۰ ثانيه به نقطه ای دور نگاه كنيد. اين كار سبب استراحت عضلات چشم مي شود. همچنين به شما وقت مي دهد پلك بزنيد و سطح چشم شما مرطوب شود.
۵. اگر مجبوريد كه متناوبا به يك صفحه نوشته و مانيتور نگاه كنيد (خصوصا در مورد تايپيست ها) ممكن است چشم شما خسته شود زيرا بايد تطابق خود را تغيير دهد. برای جلوگيری از اين مسأله سعی كنيد صفحه نوشته شده را در حداقل فاصله و هم سطح با مانيتور قرار دهيد. برای اينكار مي توانيد از copyholder استفاده كنيد.
۶. فاصله مانيتور با چشمان شما بايد ۵۰ تا ۶۰ سانتي متر باشد.
۷. روشنايی و كنتراست مانيتور خود را تنظيم كنيد. ميزان روشنايی مانيتور بايد با روشنايی اتاق هماهنگی داشته باشد. يك روش برای تنظيم روشنايی مانيتور اين است كه به يك صفحه وب با زمينه سفيد (مثل اين صفحه) نگاه كنيد. اگر سفيدی صفحه برای شما مثل يك منبع نور است روشنايی مانيتور زياد است و بايد آن را كم كنيد. در مقابل، اگر صفحه كمی خاكستری به نظر مي رسد روشنايی را زياد كنيد.
۸. اگر علي رغم رعايت توصيه های گفته شده باز هم دچار علائم هستيد مي توانيد از عينك های مخصوص استفاده كنيد زيرا گاهی مشكل در ديد متوسط است. ما بطور معمول كمتر از ديد متوسط استفاده مي كنيم زيرا بيشتر اوقات يا اشياء دور را نگاه می کنيم و يا اشياء نزديك. ولی مانيتور كامپيوتر دقيقا در فاصله ای از چشم قرار مي گيرد كه مربوط به ديد متوسط است. برای دريافت عينك مناسب كامپيوتر به چشم پزشك مراجعه كنيد.
۹. هنگام كار با كامپيوتر سعی كنيد گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب بدهيد. قوز كردن هنگام كار طولانی با كامپيوتر سبب دردهای گردن و شانه ها مي شود. كاملا پشت خود را به صندلی بچسبانيد. همچنين ارتفاع صندلی خود را طوری تنظيم كنيد كه كف پاها روی زمين قرار داشته و زانوی شما در زاويه ۹۰ درجه قرار داشته باشد. Keyboard و Mouse بايد پايين تر از آرنج و نزديك دستان شما قرار داشته باشد.
خيلی ها فکر می کنند که گاليله تلسکوپ را اختراع کرده است اما واقعيت اين است که يک عينک ساز هلندی اول دوربين را ساخت. در واقع گاليله اولين کسی بود که در ايتاليا ساختن دوربين را ياد گرفت و با ان به آسمان نگاه کرد. برای اين کار هم از پادشاه و کليسا و ... هديه گرفت و يک مستمری بسيار زياد ساليانه هم بهش اختصاص دادند. باز هم بر خلاف تصور خيلی ها ، دوربينی که گاليله با اون کار می کرد از دو عدسی محدب (يکی شيئی و يکی چشمی ) ساخته نشده بود بلکه عدسی شيئی - جلوييه – محدب بود و عقبيه يا شيئی، مقعر بود که باعث می شد تصوير تشکيل بشود و جلوتر از جايی که هست ديده شود. دوربينهای کوچولوی قديمی ای که ممکنه شما هم داشته باشين، همينطوری هستند.
به اين تلسکوپهايی که از دو عدسی محدب استفاده ميکنند "شکستی" يا "انکساری" می گويند. يعنی نور را می شکنند (در سرعتش تغيير ايجاد می کند) و با اين کار نور را کانونی می کنند. تلسکوپ در واقع وسيله ای است که به خاطر جمع آوری نور بيشتر (نسبت به چشم انسان) اهميت دارد نه به دليل بزرگنمايی. در واقع چشم انسان کمتر از يک سانتيمتر مربع برای جذب نور (درواقع عصبهای حسی برای احساس نور) دارد. پس اگه قطر شيئی تلسکوپی مثلا 10 سانتيمتر باشد، بيشتر از سی برابر چشم آدم نور جذب می کند. اين باعث می شود که اجرام خيلی کم نورتر هم ديده شوند.
پس هر چه قطر شيئی بزرگتر باشد ، تلسکوپ بهتری خواهيم داشت. مشکلی که در اين بين وجود دارد اين است که شيشه هايی رو که به عنوان شيئی استفاده می شود نمی شود از يک حدی بزرگتر ساخت. خود شيشه نور زيادی رو جذب می کند و تا اندازه ای باعث تجزيه ی نور هم می شود. هرچند که با کمک راه حلهايی توانسته اند عدسيهای بزرگی رو تراش بدهند، اما باز هم اين کار محدوديت زيادی دارد.نيوتن اولين کسی بود که راه حلی برای اين مشکل پيدا کرد.
نيوتن که روی نور آزمايشهای زيادی انجام داده بود، برای جمع آوری نور بيشتر (و در واقع کانونی کردن يک سطح) به جای عدسی از آيينه ی مقعر استفاده کرد. آينه های مقعری که سطح اونها اندود شده اند. به اين ترتيب، مشکل شکست نور و آبيراهی رفع می شد. به کمک همين تکنولوژی هست که ما امروزه می توانيم تلسکوپهای غولپيکر بسازيم و در اعماق آسمان جستجو کنيم .البته بعدها انواع ديگری از تلسکوپها هم به وجود امدند که اساس کار انها بر روی استفاده از آينه ی مقعر است و تغييرات ديگری دادند که به اينجا مربوط نمی شود. يک سری به تلسکوپ در ايران بزنيم. در دهه ی 30 هجری شمسی ، اولين تلسکوپ به ايران امد. سيد جلال تهرانی ، محقق ايرانی ای بود که در لندن مطالعه و زندگی می کرد. او در دهه ی سی به ايران بازگشت و همراهش يک تلسکوپ يازده سانتی متری شکستی هم با خود آورد. اين تلسکوپ همراه کلی وسايل نجومی و ساعت آفتابی و ... الان در موزه ی آستان قدس رضوی در مشهد است.
گاليله , سازنده اولين تلسكوپ : ايا مدانستيد كه گاليله در سال 1609 اولين تلسكوپش را ساخت و با ان توانست قمر های مشتری , حلقه ی دور زحل , زهره و ستاره های راه شيری را ببيند. و سال بعد اين خبر را با نام "The Starry Messinger" به چاپ رساند.
ايا ميدانستيد كه شما ميتوانيد با يك تلسكوب آماتوری حداقل از 40 ميليون تا 500 ميليارد سال نوری در فضا ببينيد؟!
هر گروه از افراد در مشاغل خاص خود از لباس فرم مخصوص استفاده می کنند و لباس فرم در گروه های پزشکی سفید است ولی چند استثناء هم در این بین وجود دارد . لباس سبز جراحان و همچنین لباس آبی و سبز پرستاران جزء این استثناها می باشد.
چرا لباس این گروه ها سفید نیست ؟
جراحان و پرستاران در قدیم لباس سفید میپوشیدند که رنگ پاکی و پاکیزگی است . اما در اوائل قرن بیستم یک دکتر مشهور رنگ لباسش را به سبز تغییر داد، چرا که تصور میکرد این رنگ برای چشمان جراح راحتتر است.
گرچه مشکل بتوان این نظر را تایید کرد که لباسهای سبز به این دلیل رایج شدهاند، اما رنگ سبز ممکن است به خصوص از این لحاظ مناسب باشد که به دکترها کمک میکند در اتاق عمل بهتر ببینند، زیرا رنگ متضاد یا مکمل رنگ قرمز به حساب میآید.
رنگ سبز به دو دلیل به دید بهتر پزشکان کمک میکند.
اول اینکه نگاه کردن به رنگ آبی یا سبز می تواند دید دکتر از اشیای قرمز از جمله احشای خونآلود را تقویت کند. مغز رنگها را نسبت به یکدیگر تفسیر میکند. اگر جراح به چیزی خیره شود، که به رنگ قرمز یا صورتی باشد، حساسیتش را نسبت به آنها از دست میدهد.
در واقع پیامهای مربوط به رنگ قرمز در مغز محو میشود، که میتواند باعث شود پزشک تفاوتهای ظریف رنگ اجزای بدن را به درستی نبیند.
نگاه کردن گاه به گاه به چیزی سبزرنگ میتواند چشمها را به تغییرات در رنگ قرمز حساستر کند.
دوم اینکه چنین تمرکز شدید و مداومی بر روی رنگهای قرمز ممکن است باعث توهمات بینایی سبزرنگ روی سطوح سفیدرنگ شود که حواس جراح را پرت میکند. این شبحهای سبزرنگ در صورتی که نگاه جراح از بافتهای قرمز بدن به چیزی سفید رنگ مانند پارچههای تخت یا لباس سفید متخصص بیهوشی بیفتد، ممکن است ظاهر شوند.
یک شبح سبزرنگ از احشای قرمز بیمار ممکن است روی پسزمینه سفید ظاهر شود. جراح به هر جا که نگاه کند، این تصویر پریشانکننده مانند نقاط نورانی شناوری که پس از فلاش زدن دوربین جلوی چشمان شما ظاهر میشود، دید او را دنبال میکند.
این پدیده به این علت رخ میدهد که نور سفید حاوی همه رنگهای رنگینکمان از جمله سبز و قرمز است.
اما از آنجایی که همانطور که در بالا گفته شد، دید جراح حساسیتش را به رنگ قرمز از دست داده است، بنابراین مغز پیامهای دریافتی را به رنگ سبز تفسیر میکند.
اما اگر دکتر به پارچههای سبز یا آبی به جای سفید نگاه کند، این اشباح سبز رنگ با رنگ سبز مخلوط میشوند، و حواس او را پرت نمیکنند.
بنابراین به نظر میرسد که رنگ سبز برای دکترها بهترین رنگ باشد.
آيا تاكنون شده به كسي خيره شويد و در حالي كه تلاش ميكنيد نام او را به خاطر بياوريد، موفق نشويد ؟ قطعا براي همه ما گاهي اين رخ داده است.
هرچند مغز ما قويترين رايانه در سياره زمين به شمار ميرود، اين رايانه قدرتمند نيز گاهي به خطا ميرود. ما انسانها بيشتر وقت خود را صرف انباشتن چيزهاي گوناگون و بيفايده به داخل مغزمان ميكنيم.
مهم نيست مغز ما چقدر قدرتمند است، آنچه اهميت دارد، اين است كه بدانيم اين عضو نياز به جبران و احياي خود دارد تا بتواند قالب و توانايي خود را حفظ كند.
پژوهشگران روشهاي گوناگوني را براي سوپرشارژ كردن و افزايش كارآيي مغز پيشنهاد دادهاند كه در اين نوشتار سادهترين آنها ارايه شده تا هر فردي بتواند به محض احساس نياز، به آنها دسترسي داشته باشد و آنها را به كار بسته و از مزاياي آن بهرهمند شود:
گوگل برای خود یک کشور خرید ! این کشور که البته تنها یک جزیره است قرار است تا ماه آینده به مقر اصلی این غول رسانه تبدیل شود با ما در نگاهی به این رخداد و جذابیت های این جزیره برای گوگل و کارکنانش همراه شوید.
پس از خبرهای هیجان انگیز کمپانی گوگل که این روزها نام آن را در همه جا می شنویم این بار خبری کاملا متفاوت و اندکی باور نکردنی از این موتور جستجو منتشر شده است.
گوگل با بررسی چندین جزیره مختلف در نقاط مختلف دنیا بلاخره حزیره Gogooroa واقع در اقیانوس آرام را برای انتقال تمامی مستقلات خود به آن انتخاب کرد.

این جزیره کوچک و بسیار زیبا از دو جهت جذابیت ویژه ای برای گوگل دارد که مهمترین آنها بدون شک ظاهر خاص این جزیره است جائیکه این جزیره در نگاه از بالا کاملا به فرم حرف G آنهم از نوع بزرگ آن است که برای گوگل بسیار اهمیت دارد
جذابیت دوم این جزیره که اتفاقا اهمیت آن از اولی نیز کمتر نیست، دامنه ویژه اختصاص یافته به این منطقه در اینترنت است جائیکه بر سیاق .us در آمریکا و .uk در انگلستان، به Gogooroa علامت اختصاری .go تعلق می گیرد که این نیز برای گوگل موفقیت فوق العاده ای محسوب می گردد و از قرار معلوم صفحه اول این جستجو گر در آینده نزدیک به google.go تغییر خواهد کرد.
البته قرار است نام این جزیره پس از نقل مکان گوگل از Mountain View در کالیفرنیا به آن به Googland تغییر یابد.
البته این پایان ماجرا نیست و جالب است بدانید که پس از نقل مکان گوگلی های به این نقطه از دنیا “اریک اشمیت” مدیر عامل گوگل رسما بعنوان رئیس جمهور Googland انتخاب می گردد و “سرگئی برین” و “لاری پیج” که هر دو از موسسان گوگل محسوب می شوند بعنوان نخست وزیر در بخش های تجارت خارجی و تکنولوژِی این کشور مشغول به کار می شوند!
خبر جالب دیگر در این زمینه شنیده شدن نام “بیل گیتس” بعنوان وزیر تحقیقات، توسعه و رقابت است که البته تلویحا توسط جناب گیتس با اعلام آنکه به شنا علاقه ای ندارد و کوهستان را ترجیح می دهد رد شده است.
زیبائی های این جزیره همانند دیگر نمونه های آن در اقیانوس آرام وصف ناشدنی ست و لذتی که کارمندان گوگل از بودن در این جزیره احساس می کنند غیر قابل تصور است اما جذابیت های دیگری که پیرامون این جزیره برای گوگلی ها بوجود خواهد آمد قانونی ست.
از هم اکنون به روشنی در رابطه با آن صحبت می شود و آن نیز رویائی به نام نپرداختن مالیات در این جزیره است و گوگلی ها می توانند با درآمد افسانه ای خود تا می توانند زندگی را به کام خود شیرین کرده و یک سنت مالیات نیز نپردازند.

در این جزیره برای هر گوگلی خانه ای رویائی ساخته می شود که گذشته از موارد معمول حتما باید دارای یک آکواریم بزرگ در خانه و یک ماهی گرمسیری بروی میز کار باشد.
همچنین هر گوگلی می بایست حداقل ۲۰ درصد از زمان کارکرد روزانه خود را به ماهیگیری اختصاص دهد و حتی قرار است کلکسیونی از ماهی های زیبای صید شده از این منطقه به نمایش گذاشته شود.
غذای اصلی ساکنان Googland ماهی خواهد بود که منبع سرشاری از فسفر و امگا ۳ بوده و در سر ذوق آوردن اهالی گوگل و افزایش هوش آنها موثر خواهد بود، استراتژی که گوگل در رقابت با سایر رقبا بروی آن حساب ویژه ای باز کرده است.
اما شاید اولین سوالی که پس از خواندن سطور فوق به ذهن خطور می کند چگونگی نگه داری ۱۵۰۰۰ سرور و دیتا سنتر گوگل در این جزیره کاملا مرطوب و خاص است.
پاسخ به این سوال بر بهت خوانندگان کاملا می افزاید چرا که گوگل قصد دارد تمامی سرور های خود را در زیر آب و در یک تالاب داخل جزیره قرار دهد امری که گذشته از مسائل فنی دلائل امنیتی فراوانی نیز دارد از جمله آنکه دسترسی به این بخش تنها از طریق غواصی در زیر آب امکان پذیر است.
دیگر اخبار بدست آمده از این گزارش حاکی از آن است که گوگل به دنبال خرید پنج جزیره دیگر به شکل های O O G L E در پنج قاره جهان است که بدین ترتیب و با عملی شدن این رویا نگفته پیداست که چه اتفاقی برای دیگر رقبای گوگل خواهد افتاد.
كامپيوترهاي اوليه قدرت انجام عمليات و محاسبات سنگين را نداشتند و در ساختار خود از بيش از ۱۸ هزار لامپ خلا استفاده مي كردند و مصرف بسيار بالايي داشتند به طوري كه يكي از اين كامپيوترهاي اوليه كه «انياك» نام داشت، هنگامي كه روشن شده و شروع به كار مي كرد، برق نيمي از شهر نيويورك قطع مي شد و فضايي بيش از ۱۵۰ مترمربع را اشغال مي كرد. در نهايت با اختراع ترانزيستورهاي نيمه هادي عمر آنها به پايان رسيد. در آينده اي نه چندان دور ممكن است اين ماجرا يك بار ديگر تكرار شود و كامپيوترهاي امروزي جاي خود را به كامپيوترهاي نسل آينده يعني «كامپيوترهاي كوآنتومي» بدهند. در مقايسه كامپيوترهاي كوآنتومي با كامپيوترهاي امروزي مي توان گفت مسائلي كه زماني تصور مي شد غيرقابل حل است، حل خواهد شد و شبيه سازي هاي صورت گرفته به واقعيت بسيار نزديك تر مي شود، حتي ابركامپيوترها در برابر آنها رقيبي محسوب نخواهند شد.
كامپيوترهاي اوليه علاوه بر وزن بسيار زياد، حجم بسيار بزرگي هم داشتند و گاهي براي نگهداري آنها يك ساختمان چندطبقه لازم بود ولي با اين وجود توانايي آنها هزاران بار كمتر از كامپيوترهاي امروزي بود و براي تهيه و نگهداري آنها هزينه هاي سنگيني صرف مي شد. با اختراع ترانزيستورهاي نيمه هادي در سال ۱۹۵۹ كه نسبت به لامپ هاي خلا بسيار كوچك تر و ارزان تر و به نحو چشمگيري كارآمدتر بودند، ديگر از لامپ هاي خلا استفاده نشد، به ويژه آنكه ترانزيستورها پس از سال ها استفاده خراب نمي شدند. ولي مسئله به اينجا هم ختم نشد. با اختراع مدارات مجتمع ICها كه با ابعاد چند ميلي متري مي توانستند هزاران ترانزيستور را در خود جاي دهند، باز هم نسل جديد كامپيوترها، كوچك تر و پيشرفته تر و البته سريع تر شد.
وقتي اندازه ترانزيستورهايي كه متخصصان مي سازند به ابعاد اتمي نزديك مي شود، ديگر قوانين حاكم بر فيزيك كلاسيك بر رفتار اتم ها حاكم نيست. به طور مثال كسي نمي داند يك الكترون در يك زمان مشخص دقيقا در كجا قرار دارد يا كسي نمي تواند به درستي تشخيص دهد كه الكترون در يك سيم به كجا مي رود. يعني وقتي به ابعاد اتمي نزديك مي شويم، فيزيك كوآنتومي رفتار اتم ها را توضيح مي دهد و ديگر قوانين كلاسيك كاربرد ندارد. در واقع كامپيوترهاي نسل آينده با استفاده از فناوري هاي ميكروسكوپيك ذره ها كار مي كنند، به طور مثال در مورد الكترون از خاصيت «اسپين» آنها استفاده مي كنند، در تابش از خاصيت پولاريزاسيون و غيره به همين دليل است كه سرعت و حجم اين كامپيوترها با كامپيوترهاي امروزي قابل قياس نيست. نخستين ايده ها در مورد كامپيوترهاي كوآنتومي به دهه ۱۹۸۰ برمي گردد در آن زمان دانشمنداني همچون «ديويد دويچ» و ريچارد فايمن با ارائه مقاله هايي از لحاظ نظري به توصيف كامپيوترهاي كوآنتومي پرداختند، ولي دستيابي متخصصان به جنبه هاي عملي آن امكان پذير نشد. تا آنكه در نهايت در نوامبر ۱۹۹۴، پيتر شور با طراحي يك الگوريتم كوآنتومي كه بعدها به الگوريتم شور معروف شد، تا حد زيادي جهان را در دستيابي به كامپيوترهاي كوآنتومي نزديك تر كرد. براساس اين روش مي توان با استفاده از كامپيوترهاي كوآنتومي يك عدد را با سرعت فوق العاده اي به مقسوم عليه هاي اول آن تجزيه كرد. اگر براي انجام عمل رياضي مشابهي از كامپيوترهاي فعلي استفاده كنيم، با افزودن هر رقم به عدد مورد نظر سرعت كامپيوتر براي حل مسئله به نصف كاهش مي يابد. قدرت رياضي الگوريتم شور دانشمندان زيادي را به فكر انداخت تا براي پيدا كردن الگوريتم هاي كوآنتومي ديگر يا يافتن روش هاي عملي اجراي اين الگوريتم ها فعاليت كنند.
در كامپيوترها از يك دستور ساده گرفته تا سيستم عامل، همه در نهايت به صورت رشته هايي از صفر و يك درمي آيند. اين رشته ها مي تواند روي هارد كامپيوتر شما، يك ديسك فشرده و يا حتي موبايل تان ذخيره شود. كوچك ترين واحد ذخيره اطلاعات كه بيت bit نام دارد، يك سلول مغناطيسي است كه بسته به جهت مغناطيس مي تواند صفر يا يك باشد. اما در كامپيوترهاي كوآنتومي وضعيت به اين نحو است كه صفر و يك ها جاي خود را از ميدان مغناطيسي به يك خصوصيت كوآنتومي ماده به نام «اسپين» مي دهند. اسپين را مي توان به جهت چرخش يك ذره تشبيه كرد. مثلا بنا بر قوانين كوآنتومي از دو الكترون در اتم هليوم اگر يكي اسپين مثبت باشد ديگري حتما اسپين منفي است. در نتيجه مي تواند ابزار بسيار مناسبي براي ذخيره سازي صفر و يك باشد. بنابراين در كامپيوترهاي آينده به كوچك ترين واحد ذخيره اطلاعات «كيوبيت» Qbit مي گويند. از همه مهمتر اينكه هر بيت در حالت كلاسيك خود در يك لحظه مشخص فقط مي تواند يك حالت صفر يا يك داشته باشد در صورتي كه در كوآنتوم يك بيت مي تواند در يك زمان مشخص حاوي هر دو حالت صفر و يك باشد. هم اكنون دانشمندان به دنبال ماده اي هستند كه كيوبيت هاي فراواني داشته باشد و به گونه اي باشد كه بتوان با كيوبيت هاي آن ارتباط برقرار كرد. دستاورد فعلي آنها يك مولكول از فلوئور كربن و آهن است كه هفت كيوبيت واقعي دارد. آنها ميلياردها مولكول از اين ماده را در آزمايشگاه ساخته اند و با استفاده از آن نخستين محاسبه واقعي يك كامپيوتر كوآنتومي را انجام داده اند.
با توجه به ماهيت ساختار كامپيوترهاي كوآنتومي روش برقراري ارتباط آنها كاملا متفاوت با كامپيوترهاي امروزي است، بدين صورت كه پالس هاي راديويي نقش صفحه كليد را دارند كه به وسيله آن اطلاعات وارد كامپيوتر مي شود و دستگاه تشديد مغناطيسي كه دستگاهي شبيه به دستگاه MRI بيمارستان است و با همان اصول كار مي كند، نقش صفحه نمايشگر كامپيوتر را ايفا مي كند. با ارائه تصوير مغناطيسي از توده مولكول ها كامپيوتر پاسخ محاسبات را به ما نشان مي دهد. دستاورد فعلي دانشمندان در زمينه ساخت كامپيوتر كوآنتومي، ساخت مولكولي با ظرفيت هفت كيوبيت بوده است كه توسط آن توانسته اند عدد ۱۵ را به سه و پنج تجزيه كنند، گرچه اين دستاورد ممكن است چندان قابل توجه به نظر نيايد ولي به طور يقين اين تلاش ها شروعي براي گام هاي بزرگتر در آينده خواهد بود. مسئله ديگر نرم افزارهاي كوآنتومي هستند كه حالت كوآنتومي مشخصي دارند و كامپيوترهاي آينده را قادر مي سازند وظيفه خاصي را انجام دهند. حاصل كار بسته به نسخه نرم افزار، متغير خواهد بود. اما مشكل اين است كه نرم افزار ها حالت يك بار مصرف خواهند داشت كه البته باعث رشد صنعت نر م افزاري خواهد شد و به نفع شركت هاي نرم افزاري است، ولي به تازگي محققان كشف كرده اند كه نرم افزار كوآنتومي در شرايط خاص مي تواند نقش كاتاليزوري را انجام دهد و طي فرآيند بدون مصرف شدن باعث اجراي عمليات شود. با توجه به دستاوردهاي جديد دانشمندان، مي توان آينده درخشاني را براي نسل آينده كامپيوترها متصور بود به ويژه آنكه اين مسئله مورد استقبال كاربران نيز قرار گرفته است.
معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي اقدام به تعيين روز با مناسبت خاص و شعار خاص براي هر يك از 30 استان و 3 منطقه آزاد كشور كرده است كه اين روز در هر استان و منطقه آزاد جشن گرفته ميشود.

استان آذربايجان شرقي ، روز 14 مرداد (فرمان مشروطيت) با شعار «آذربايجان، سر ايران است»
استان آذربايجان غربي ، روز 10 شهريور (روز شمس مولانا) باشعار «اتحاد، انسجام اديان و اقوام ايراني»
استان اردبيل، روز 29 تير (سالروزتأسيس سلسله صفويه)باشعار«اردبيل،سرزمين چشمههاي بهشتي»
استان اصفهان ، روز 3 ارديبهشت (روز تولد شيخ بهايي) با شعار «اصفهان نصف جهان»
استان ايلام ، روز 10 تير (روز آزادسازي مهران) با شعار «ایلام عروس زاگرس»
استان بوشهر ، روز 18 اسفند (تأسيس مدرسه سعادت) با شعار «بوشهر گنجينه خليج فارس»
استان تهران ، روز 22 بهمن با شعار «تهران، ايران كوچك»
استان چهارمحال و بختياري ، روز 9 مهر (روز تأسيس استان) با شعار «سرزمين خورشيد»
استان خراسان جنوبي ، روز 17 خرداد (روز تأسيس استان) با شعار «خراسان جنوبي، سرزمين طلاي سرخ»
استان خراسان رضوي ، روز 10 تير (سفر امام رضا(ع) به خراسان رضوي) با شعار «سرزمين خورشيد»
استان خراسان شمالي ، روز 19 مرداد (روز تأسيس استان) با شعار «خراسان شمالي، گنجينه فرهنگها»
استان خوزستان ، روز 3 خرداد (آزادسازي خرمشهر) با شعار «خوزستان، ديار آب وآفتاب»
استان زنجان ، روز 24 تير با شعار «زنجان، سرزمين جاذبههاي شگفتانگيز»
استان سمنان ، 6دي (روز تأسيس استان) با شعار «جزيره لهجهها»
استان سيستان و بلوچستان ، روز 30 آذر با شعار «طبيعت ناشناخته تاريخ كهن»
استان فارس ، روز 15 ارديبهشت (روز شيراز) با شعار «فارس ، شيراز فرهنگ و تمدن ايرانزمين»
استان قزوين ، 12 آبان (روز تأسيس استان) با شعار «قزوين ، آيينه تاريخ و طبيعت ايران»
استان قم ، روز 9 دي (روز قيام مردم قم) با شعار «شهر مقدس قم محور گردشگري مذهبي كشور»
استان كردستان ، روز 15 ارديبهشت (روز پير شاليار) با شعار «كردستان سرزمين مهرباني»
استان كرمان ، روز 24 مهر (سالروز آتش زدن مسجد جامع كرمان) با شعار «كرمان گنجينه تاريخ»
استان كرمانشاه ، روز 5 مرداد (عمليات مرصاد ) با شعار «گهواره تمدن»
استان كهگيلويه و بوير احمد ، روز 17 خرداد (سالروز سفر مقام ولايت به استان ) با شعار «استان چهار فصل»
استان گلستان ، روز 16 آذر روز تاسيس استان با شعار «گلستان، نگارستان ايران»
استان گيلان ، روز 11 آذر (روز تاسيس استان) با شعار «ايران را در گيلان ببينيد»
استان لرستان ، روز 15 مهر با شعار لرستان با شعار «لرستان سرزمين مفرغ و بلوط»
استان مازندران ، روز 15 تير روز تاسيس استان )با شعار «آسمان مهربان، بلنداي جاودان، درياي بيكران»
استان مركزي ، روز 25 مهر (روز تاسيس استان) با شعار «استان آفتاب»
استان هرمزگان ، روز يكم ارديبهشت ( رفع استعمار پرتغال) با شعار «هرمزگان ديار حرا»
استان همدان ، روز يكم شهريور( تولد بوعلي سينا) با شعار «همدان، پايتخت تاريخ و تمدن ايران»
استان يزد ، روز 7 مهر با شعار «قنات، قنوت و قناعت»
منطقه آزاد قشم ، روز 7 شهريور ( روز آزاد سازي قشم) با شعار «هر جا كه باشي قشم نيست»
منطقه آزاد كيش ، روز 31 خرداد ( قانون منطقه آزاد) با شعار «بهشت خانوادهها»
منطقه آزاد چابهار ، روز 11 ارديبهشت ( بازنگري مناطق آزاد) با شعار «چابهار، سرزمين هميشه بهار»
يك حفره سياه فضايی، جسمی است كه سرعت گريز آن بيشتر از سرعت نور باشد. سرعت گريز، به حداقل سرعتی گفته ميشود كه يك جسم بايد دارا باشد تا بتواند از جاذبه جسم ديگری بگريزد.
برای گريز از نيروی جاذبه زمين، سرعت يك جسم بايد به بيش از 40،000 كيلومتر در ساعت برسد. اما برای گريز از حفرة سياه، سرعت جسم بايد به بيش از سرعت نور كه حدود 300،000 كيلومتر در ثانيه است برسد، يعنی سرعت آن، بيش از يك ميليارد و هشتاد ميليون كيلومتر در ساعت باشد.
برای رسيدن به چنين سرعتی، بطور طبيعی، يك مشكل وجود دارد، و آن اين است كه فقط نور چنين سرعتی دارد. چيزهايی كه مثل انسان و سفينة فضائی از ماده ساخته شده اند، حتی نمی توانند حدود آن سرعت را داشته باشند. به همين دليل، هيچ چيزی نمی تواند از حفره سياه بگريزد. اگر نور نتواند از حفره سياه بگريزد، اين بدين معنی است كه ما قادر به ديدن آن نخواهيم بود و در نتيجه، نمی توانيم بفهميم كه چه چيزی در حفره سياه اتفاق ميافتد. در حقيقت عقايد ما در مورد حفرههای سياه از تئوری كلی نسبيت آلبرت انيشتين منشاء ميگيرد. برای دانشمندان مسلم است كه داخل يك حفره سياه فعل و انفعالات فيزيكی ناشناخته زيادی انجام ميگيرد.
حفرههای سياه بازمانده از ستارگان عظيمی هستند كه سوختشان به اتمام رسيده و به اصطلاح مرده اند. البته، فقط ستارگانی كه حجم آنها بيش از سه برابر خورشيد خودمان است، حفرههای سياه بوجود ميآورند. بعضی از اين ستارگان عظيم، منفجر شده و بصورت يك "سوپر نوا"ی درخشان در ميآيند. بعضی سوپر نواها، بطور كامل منفجر شده و چيزی از خود باقی نمی گذارند. اما بعضی ديگر در مركز خودشان فرو ميريزند و همه مواد در آنها با هم محكم برخورد كرده و به هم می چسبند. بستگی به اينكه مركز آنها چقدر عظيم و حجيم باشد، سوپر نواها تبديل به نوترون شده و يا تبديل به حفرههای سياه ميشوند.
به اين خاطر كه ما نميتوانيم خود حفرههای سياه را ببينيم، ممكن است فكر كنيم كه پيدا كردن آنها غير ممكن است. اما به كمك فنآوريهای ستاره شناسی، اولين آنها در سال 1972 ميلادی كشف شد. نام اين حفره Cyghus x-1 و متعلق به كهكشان راه شيری است. با وجود اينكه خود حفرههای سياه ديده نميشوند، اما تاثير قوة جاذبه عظيم آنها بر ستارههای نزديكشان را ميتوان بررسی كرد. هميشه يك ستاره، با سوپر نوا جفت ميشود و گازهای حاصل از آن ستاره بصورت مارپيچ به داخل سوپر نوا بلعيده ميشوند. حركت مارپيچی گازها، تصوير يك حفره سياه را در مركز سوپر نوا بوجود ميآورد و بدين جهت است كه آن را حفره سياه مي نامند.
«آموزش» ، از ديرباز نقش اصلي را در توسعه زندگي بشر ايفا نموده و همواره در جنبه هاي مختلف اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و نظامي نمود و ظهور داشته است. نظام آموزشي مجموعه برنامه ها را براي دستيابي به اهداف مشخص آموزش فراهم مي نمايد. متخصصان علوم مديريت ، برنامه ريزي و مهندسي آموزشي تعاريف و تفاسير متعددي از ماهيت و اهداف آموزش ارائه داده اند، ولي مجموعه نظرها ونظريه هاي آموزشي را مي توان در جهت يک راهبرد بنيادي و کلان دانست و آن نيز ايجاد «تغيير» است. بر اين اساس تحول اشخاص ، مراکز و موسسات کوچک و بزرگ همه و همه وابسته به آموزش با هدف تغييرات سريع در سازمان هاي پويا از طريق گردآوري ، مشارکت و کاربرد سريع دانش جهت اصلاح جنبه هاي فرهنگي ، فن شناختي ، ساختاري و فرآيندي است. اين امر با استفاده از دو عنصر به هم پيوسته يعني «فن آوري » و «اطلاعات» صورت مي گيرد. «آموزش»، از جمله قديمي ترين جنبه هاي جوامع بشري است که قدمتي هزاران ساله دارد. رايج ترين و آشنا ترين مولفه هاي آموزش شامل معلم، دانش آموز، کلاس درس و کتاب درسي است. در خلال سال ها، اين عناصر کمابيش دست نخورده باقي مانده اند هرچند که نظريات جديدي در مورد چگونگي فرآيند يادگيري عرصه شده است و بشر دستاوردهاي بزرگي در عرصه علم و فن آوري داشته است. ويژگي اصلي آموزش سنتي حضور رودروي معلم و دانش آموز در زماني مشخص و در مکاني مشخص است. گسترش ارتباطات اکنون امکان آن را فراهم کرده است که دست کم تغييراتي به نفع يادگيرنده در عناصر و ويژگي هاي آموزش ايجاد شود. جديد ترين تحول در اين عصر استفاده از فناوري کامپيوتر و قابليت هاي مختلف آن بصورت ابزاري چند رسانه اي در امر آموزش است. اين حيطه آموزش یادگیری الکترونیک گفته مي شود. توسعه يادگيري الکترونيک افق تازه اي را در برابر ديد انسان گشوده است. اکنون صحبت از دانشگاه مجازي مي شود يعني دانشگاهي که جز در شبکه اينترنت وجود خارجي ندارند. انواع آموزش هاي علمي و حرفه اي روي سي دي وجود دارد که براي بسياري از يادگيرندگان مناسب است. مطالعه اهداف و روش ها در آموزش و پرورش مترقي و مقايسه آن با شيوه ها و روش هاي آموزش و پرورش سنتي و ارزيابي تفاوت ها و فاصله هاي اين دو نگرش، هر انساني را که دلي در گرو رشد فکري کودکان اين مرز و بوم دارد به تفکر و تکاپو وامي داردکه چگونه طرحي نو دراندازد و به نسل خود و همنوعان وکودکان فرداي اين ديار اداي دين نمايد و چه کار کند تا در راستاي خروج از اين وضعيت پيش آمده در آموزش و پرورش گامي هر چند کوچک برداشته شود. اگر در دوران سنتي وظيفه آموزش و پرورش انتقال گذشته به آينده و هدف آن تربيت بچه ها براي حفظ ميراث گذشتگان بود و در دوران صنعتي گذشته را براي درک زمان حال مي خواستند در دوران فراصنعتي توجه کلي معطوف آينده و قدرت ريسک پذيري انسان از جهت مواجهه با پديده هاي آينده مي شود. آموزش و پرورش فراصنعتي مي خواهد که قدرت انطباق انسان با تغييرات مداوم محيط تقويت شود از اين جهت مدام آينده را پيش بيني مي کند تا خود را براي تغييرات آتي آماده سازد چراکه پيش بيني آينده نوعي اعتماد به نفس و حصار امنيتي را براي بشر در هنگام مواجه با تغيير و تحولات به ارمغان مي آورد.دنياي دانايي آنقدر پيچيده و شگفت انگيز است که خود تعريفي جديد مي طلبد کيفيت و سرعت از مشخصه هاي اين دوره طلايي است. کشف رايانه و بکارگيري آن بعنوان ابزار توسعه محصول پيگيري انسان براي شکار سرعت و کيفيت است، رايانه يعني تلاش مغز انسان براي آفريدن مجدد خود، هرچه زمان مي گذرد اين آفريدگار زميني(مغزانسان) با آفريدن رايانه هاي مدرن و پيچيده بر پيچيدگي و شگفت انگيزي قدرت خود صحه مي گذارد و با اين تردستي هاي بديع معادلات دنيا را به هم مي ريزد.
- عصر انفجار اطلاعات:
دنيايي که هم اکنون در آن نفس مي کشيم و به عصر انفجار اطلاعات مشهور شده است از ويژگي هاي خاصي برخوردار است. اگر ديروز ابزار توليد صنعتگر در جعبه ابزار او يا ماشين آلات عظيم عصر دودکش ها چيده شده بود، امروز اين ابزار توليد در کاسه سر و مغز متراکم شده است. رشد الکترونيک و افزايش اطلاعات و ارتباطات و مهم تر از همه وجود اينترنت و پست الکترونيکي، دنيا را بشدت تحت تاثير خود قرار داده است. کارکرد ظاهري پست التکرونيکي اين است که کار پست را در زماني خيلي کوتاه انجام مي دهد اما در کنار آن، چند سالي است که در دنيا مساله تجارت الکترونيک مطرح شده است. يعني بحث اصلي و چالش اصلي در ابتداي هزاره سوم اين است که سيستم الکترونيک را تا حد ممکن، جايگزين سيستم سنتي رابطه معلم و دانش آموز کنند و اطلاعات از اين طريق فرستاده شود. يعني معلم و دانش آموز مي توانند هر دو در خانه باشند و باهم ارتباط برقرار کنند يا دانش آموزان نيز از اين طريق مي توانند با هم ارتباط برقرار کنند و بر يادگيري يکديگر اثر بگذارند، اين روش در دنيا رواج جدي پيدا کرده است. در عصر فراصنعتي عنصر اساسي آموزشي تنها معلم نيست بلکه اينترنت هم هست و دانش آموزان درخانه هاي خود ميزبان معلمان الکترونيکي خود هستند پديده «مدرسه مجازي» پديده اي نيست که با شوخي ازکنارآن گذشت خيلي از کسانيکه سرشان به تنشان مي ارزد و دستي در رايانه و دنياي انفورماتيک دارند بچه هاي خود را درمدارس مجازي ثبت نام مي کنند. اگر ديروز معيار ثروتمندي انباشت پول بود امروز يعني در دنياي فرا صنعتي ملاک ثروتمندي يک ملت و دولت و حتي يک شخص داشتن اطلاعات و قدرت توليدآن است. در دنياي مدرن داشتن اطلاعات همان قدر مهم است که توليد آن، چون داشتن اطلاعات قدرت وتوانايي بخش نيست بلکه ميزان توانايي بستگي به ميزان مصرف اطلاعات وتوليد اطلاعات جديد دارد. امروزه، تقريبا تمام کساني که به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي کنند; زيرا توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ کند. درعصر حاضر تاکيد نظام آموزش و پرورش بر انتقال دانش نيست و نقش مدرسه با گذشته تفاوت بسيارکرده است. آموزش و پرورش به جاي پرداختن به مواد درسي به کل انسان مي پردازد و به تمام ابعاد زندگي او توجه مي کند. معلم در نظام جديد آموزش و پرورش در مقام ياور در بالندگي انسان، ايفاي نقش مي کند نه انتقال دهنده اطلاعات. شاگرد پرسشگر، خردگرا و فعال است نه شنونده اي منفعل و پذيرا. امروزه، با دسترسي فراگيرندگان به اينترنت و گذرگاه هاي گوناگون کسب اطلاعات و با لطبع تاثير پذيري از فرهنگ جهاني و غيربومي، اقتدار علمي معلم رفته رفته رنگ مي بازد. از همين روست که اثربخشي آموزش و پرورش ناگزير است کارکردهاي نوي را متناسب با روح زمانه براي خويش برگزيند. گزينش و دستيابي به کارکردهاي نو مستلزم نگاهي نو به نظام آموزش و پرورش است. نگرشي نو در ابعاد و محورهاي گوناگوني چون تعاريف، اصول، اهداف، ساختار، محتوا، مديريت و منابع انساني در کشور ما نيز تغييرات و نگاه هاي برآمده از تحولات عصر کنوني نيز خود نيازها و انتظارات جديدي را از آموزش و پرورش شکل مي دهد. شايد براي بعضي ها اين دغدغه ها بسيارجدي نباشد اما واقعيت اينست که مقايسه روش ها و نگرش هاي کهنه، بي بازده، دانش آموزگريز، انگيزه کش و ياس آفرين درآموزش وپرورش ايران با روش ها و نگرش هاي پويا وپرتحرک، هدفمند و پيشرفته آموزش وپرورش مترفي، عمق فاجعه را مي نماياند. براي اين هرسال شاهديم سرمايه هاي بشري اين جامعه به نام نامي دانش آموزان که مي خواهند دردنياي بي جغرافياي فردا با ابزار و قدرتي به نام دانايي زندگي کنند. دنيايي که فرهنگ خاص اقتصادآزاد جهاني آن را فرا گرفته است چگونه ازمحورآموزش و پرورش نااميدانه ياخارج مي شوند و يا روزگار گرانسنگ خود را با روزمرگي در مدرسه سپري مي کنند و به تعبيري ديگرازمنشا قدرتي به نام دانايي، که ابزار زندگي جهان آينده خواهدبود، محروم مي مانند. دراين نوع نگاه به آموزش وپرورش براي هرانسان دورانديش ودانايي، دردي نهفته نمايان مي شودکه ممکن است ساده انديشان و سطحي نگران به آن نرسند. معلمان در اين نظام آموزشي، فرمانبرداران بي چون و چرايي هستند که از خود خلاقيت و ابتکار ندارند و اصلا حق ندارند خلاقيت و ابتکار داشته باشند و حتي فرصت بروز خلاقيت پيدا نمي کنند زيرا مديران کارخانه يا برنامه ريزان آموزش و پرورش آنان را چنان با دستور کارها و محتواي سفارشي و ديکته شده درگير مي کنند که حتي خود و روزگار خود را نيز فراموش مي کنند. امروز معلمان از جهت فرصت بروز خلاقيت در تنگنا هستند توليد محتواي درسي به صورت متمرکزآن ها را به اين باور رسانده است که کار آنان انتقال اطلاعات کهنه و موضوعات مطرح شده در کتاب هاي درسي به دانش آموزان است بدون اين که در آن دخل و تصرفي ايجاد نمايند. نوع ارزشيابي نتيجه محور نظام آموزش و پرورش باعث شده است تعداد کمي از معلمان که بر اين سبک و سياق شوريده اند با صدها «من مي گويم...» برنامه ريزان مواجه و نهايتا محکوم به رعايت اين چارچوب پوسيده شوند.
- آموزش در دنياي آينده:
آموزش در دنياي آينده، مختص مدرسه نيست و اگر امکانات جامعه اجازه دهد که خانواده ها وسايل و ابزار جديد را در اختيار فرزندان خود قرار دهند، نظام آموزش وپرورش، هر چقدر هم که تعلل کند، دانش آموزان ما عقب نمي افتند. البته متاسفانه اين امکان، درصد کمي از دانش آموزان را دربرمي گيرد. ولي اگر اين گونه امکانات در اختيار جامعه نباشد، آموزش وپرورش اصلا فرصت آزمون و خطا نخواهد داشت. سرعت يادگيري و سرعت رشد آموزش در دنيا به حدي است که ما هرچه ديرتر بجنبيم، رسيدن به اين قافله برايمان مشکل تر خواهد شد. اگر آموزش و پرورش بخواهد خود را با يادگيري دردنياي آينده هماهنگ کند، يکي از کارهايي که بايد انجام دهد، آموزش معلمان و مديران و تغيير فضاي يادگيري و امکانات يادگيري در جهت استفاده از اين گونه ابزارها است مسوولان آموزشي بايد خود را براي بيرون رفتن از اين فضاي سنتي که تکيه اصلي آن بر کتاب هاي درسي است آماده کنند. اگر نظام غيررسمي آموزش رشدکند بايد نگران شکاف طبقاتي در جامعه و زمينه سازي بحران هاي اجتماعي آينده باشيم.تحولات دنياي جديد و سرعت پيشرفت علوم و فنون هيچ فرصت آزمون و خطايي براي آموزش و پرورش کشورمان باقي نگذاشته است. اگر آموزش و پرورش بخواهد به همين ترتيب ناکارآمد باشد، نظام غيررسمي آموزش با دسترسي به امکانات ارتباط الکترونيکي امروز که دراختيار خانواده هاي متمول جامعه قرار دارد چنان رشدي خواهد کرد که نتيجه اش بيشتر شدن شکاف طبقاتي وايجاد زمينه براي بحرانهاي اجتماعي در آينده است. اگر ما خود را در محدوده آن چه هستيم واقع بينانه ببينيم، متوجه خواهيم شد که آموزش و پرورش کنوني ما نه تامين کننده ديروزمان بوده و نه برآورنده توقعات برحق امروزمان. رفاه نسبي در جهان امروز نتيجه آموزش و پرورش پوياي کساني است که با توجه به نيازهاي زمان و گريز از تعصبات ناروا، خود را مسئول بهزيستي انسان ها مي دانند و در سخت ترين شرايط به دنبال بهروزي همگانند. بايد گفت اختراعات شگفت انگيز واميدواري هاي روز افزون، الهام گرفته ازانديشه کساني است که همگان را وامدار خودکرده اند وما متاسفانه همچنان منفعلانه چشم به راه آنان هستيم تا بي آنکه سهمي در اين دستاوردها داشته باشيم برداشت کننده دست دومي از پديده هاي رفاهي واختراعي ديگران با پرداخت هزبنه هاي سرسام آور باشيم. سرانجام براي آماده کردن نسل حاضر براي زندگي در آينده، آموزش و پرورش بايد با شناخت روح زمانه و نيازهاي نشات گرفته از آن، پاسخگوي تقاضاهاي مبتني بر شرايط جديد باشد و خود را با آن منطبق کند. با انباشت مسائل جهاني وملي و دائما پويا و تغييرپذير، آموزش و پرورش ناگزير است با تدوين راه بردهاي منطقي و واقع بينانه خود را با حرکت نسل امروز هماهنگ کند و با مسائل حل نشده و اضطراب ها و بحران هاي ناشي از آن همچون هويت، اشتغال و کنکور روبه رو شود. از اين رو اقدام به انجام دادن اصلاحات اساسي در آموزش و پورش بنا به تجربه سايرممالک، زير بناي توسعه در کشور است و ضرورت دارد.