❸ « ❷ « ❶

دیــــــــــروز » امـــــــــروز » فـــــــــــردا

نگاهتـ را مگیـر از من...

دل بیتاب من با دیدنت آرامـ می گیرد
اگر دوری ز آغوشمـ نگاهمـ كامـ می گیرد
مرا گر مست می خواهی نگاهت را مگیر از من
كه دل از ساقی چشمان مستت جامـ می گیرد
تو نوشین لب میان جمع خاموشی ولی چشممـ
ز هر موج نگاه دلكشت پیغامـ می گیرد...

+  یکشنبه پنجم مرداد 1393      | 

عید مبارک

 

خوش به حال اونهایی که تونستند توی این مـاه عزیز بندگی کنند و از باران رحمت الهی بی نصیب نماننـد و خودشون رو پاک و معطر و نورانی کنند.

+  یکشنبه پنجم مرداد 1393      | 

دوست دوست

اینجا مراسمی داریمـ به نامـ "دوست دوست" که گاهی بهش "دوست علی" همـ میگن و جاهای دیگه با اسمـ های مختلف انجامـ میشه.

یعنی شبی که قاتل امام علی(ع) رو می کشند که فکر کنمـ شب 27 رمضـان باشه ، بچه های تا سن حدودا 15 سال به صورت گروه های از چهار نفره تا بیست نفره و حتی بیشتر به درب خونه های مردمـ محل میرن و با یه سرودی که میخونن ابراز احساسات می کنند و صاحب خونه ها همـ بهشون یه چیزی مثلا کیک ، بیسکوییت ، شوکولات ، ویفر ، آدامس ، آجیل ، میوه ، شیرینی ، نقل و نبات و ... حالا هر کی به وُسع خودش به بچه ها یه چیزی میدن.

یادش بخیر اون موقع ها سه چهارتا از بچه ها که با همـ دوست و پایه بودیمـ هر کدومـ یه کیسه بزرگ میاوردیمـ و از سر محل شروع می کردیمـ و تا ته محل به همه ی خونه ها میرفتیمـ و وقتی میخواستیمـ برگردیمـ از بس کیسه هامون سنگین میشد که برای آوردنش مشکل داشتیمـ و  به همـ کمک میکردیمـ.

یادمه یکی بود که یه میز بزرگ گذاشته بود درب منزلش و به بچه ها چایی میداد. خیلی اونجا رو دوس داشتمـ . چون خسته میشدیمـ و وقتی چایی میزدیمـ خستگی از تنـمون در می رفت.

اگه کسی همـ در خونشو باز نمیکرد و یا چیزی بهمون نمیداد پدرشو در میاوردیمـ و با سنگ و ... کل شیشه های خونشو میاوردیمـ پایین.

بعد همـ تا یه مدت طولانی خوش بودیمـ و با بچه ها شب ها مینشستیمـ دور همدیگه و اون چیزایی که گرفته بودیمـ بعنوان عیدی میخوردیمـ.

لازمـ به ذکر هست که این مراسمـ هنوز همـ انجامـ میشه و مردمـ همـ استقبال خوبی دارن ازش.

سالهـا رهگذر کوچه ی دل خاطره بود

یاد آن کوچه و آن رهگذر خسته بخیــر

+  چهارشنبه یکم مرداد 1393      | 

عقل و زور

هرچه زورمـ بیشتر شد ، عقلمـ کمتـر شد؛

هرچه عقلمـ کمتـر شد ، ادعایمـ بیشتر شد؛

هرچه ادعایمـ بیشتر شد ، عملمـ کمتـر شد؛

هرچه عملکردمـ کمتـر شد ، آبروریزیمـ بیشتر شد؛

هرچه آبرویمـ کمتـر شد ، گردن کلفتیمـ بیشتر شد؛

هرچه کلفتی گردنمـ بیشتر شد ، علممـ کمتـر شد؛

هرچه علممـ کمتـر شد ، زورمـ بیشتر شد؛

هرچه زورمـ بیشتر شد ، عقلمـ کمتـر شد؛

هرچه عقلمـ کمتر شد...

+  چهارشنبه یکم مرداد 1393      | 

آغازی دوباره

شاید قرار است دوباره آغاز شوی
وقتی می خواهی از خودت آدمـ دیگری بسازی ، اول احساس ویرانی میکنی ، حس تنهایی عمیق و درک نشدن و فاصله می گیری ؛
این هزینه ای ست که برای ساختن زندگیت پرداخت می کنی و پس از آن خیز بر میداری...
یادت باشد این بار احساس تنهایی ات را جدی بگیر
شاید قرار است دوباره آغاز شوی ...

+  دوشنبه سی ام تیر 1393      | 

باز همـ منمـ

از گمـ شدن می ترسمـ و هی بیراهه میرومـ ،
هی میدومـ درون کوچه هایی که تهش بن بست است...
صدایمـ میکنی.. ؛ اما من میرومـ ! .... دور می شومـ ...!
یکدفعه می بینمـ شب شده ... تاریک است. جلوی پایمـ را نمی بینمـ ، هی می خورمـ زمین ..! پیشانی امـ می شکند ، دست و پایمـ زخم می شود ؛ رسیده امـ به جاهای پرت افتاده و ترسناک... وحشت کرده امـ و هیچ دری باز نیست .
در میزنمـ
باز نمی کنند !
التماس می کنمـ
همـه از کنـارمـ رد می شوند .
حتی نگـاهمـ نمی کنند
سردمـ است و مثل بیـد میلرزمـ .
خیال نمی کنمـ تا این جاهـا دنبـالمـ آمده باشی ؛
خیال نمی کنمـ اینقـدرها برایت مهمـ بوده باشمـ ؛
توی تاریکی می نشینمـ تا کسی نبینَتمـ ! پیدایمـ نکند...
اما تو پیدایمـ می کنی ؛
دستمـ را می گیری ، بَرمـ می گردانی. گرمـ و آراممـ می کنی ؛
بعد انگار نه انگار که تو آمده ای دنبالمـ ؛ تو صدایمـ کرده ای و راه را نشانمـ داده ای... می گویی : چقـدر خوب شد که برگشتی.
این وقت هاست که می فهممـ ، چرا اسمـ تو " تــوّاب " است.

بسیار توبه پذیر...

+  دوشنبه سی ام تیر 1393      | 

این شبای بیقراری مال من...

+  دوشنبه سی ام تیر 1393      | 

رهایمـ نکن

خطا از من است می دانمـ ، از من که سالهاست گفته امـ " ایاک نعبـد " اما به دیگران همـ دل سپـرده امـ...

از من که سالهاست گفته امـ " ایاک نستعیـن" امـا به دیگران همـ تکیه کرده امـ .

اما خداونـد بزرگ 

رهایمـ نکن ، بیش از همیشه دلتنگمـ ، به اندازه تمــامـ روزهای نبـودنمـ ...

خداونــدا دل به تو سپرده امـ

مرا به حال خود وا مگــذار ...

+  یکشنبه بیست و نهم تیر 1393      | 

تسکین دهنـده و از بین برنده « دردها» و « رنجهای بشری» یاد و عشق خداست.

در لحظه لحظه های شب «قدر» خدا را بخوانیمـ و از خالق «عشق» و «امید» و «اندیشه» بخواهیمـ ، سعادت و خوشبختی و بهروزی را از دردمندان و گرفتارانی که او را می خوانند دریغ نکند ... آمین!

+  یکشنبه بیست و نهم تیر 1393      | 

نتایج یک تحقیق

طبق تحقیق دکتر شهرزاد رحمان و دکتر حسین عسگری از اساتید دانشکده علوم تهران باعنوان، کشورهای اسلامی چه قدر اسلامی هستند؟ نتایجی به شرح ذیل به دست آمد است...

متغیرهای به کار رفته در ابعاد حقوق سیاسی اقتصادی و زیست محیطی براساس قرآن و سنت پیامبر (ص) بوده است ؛ مثلا ولایت به معنی محبت خداوند به انسان و کرامت و میثاق به معنی تعهد انسان در برایر خالق و سایر مخلوقات و خلافت به معنی توانمندی انسان برای بسط محبت خداوند و تغییرات درست در محیط خویش و ... که جمعا ١١٣ شاخص گردید.

مثلا در بعد اقتصـاد شاخص سلامت و عدمـ فساد و ربا و بهره پول و آزادی مدنی در امر به معروف و نهی منکر صاحبان قدرت و رعایت حقوق زنان بر موازین اسلامی تا ١١٣ شاخص.

نتیجه...

اسلامی ترین کشور دنیا نیـوزیلاند و دومـ لـوکزامبورگ سپس اسکاندینـاوی ها و تا رتبه ٣٧ کشور مسلمان نداشت و رتبه ٣٨ مالزی و رتبه متوسط کشورهای اسلامی ١٣٨ بود و ایران رتبه ١۶٣...

منبع :مجله ایران فردا تیر٩٣ صفحه ١٢۵

+  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393      | 

مطالب قدیمی‌تر